RECENT POSTS: 

FOLLOW ME:

  • Facebook Clean Grey
  • Twitter Clean Grey
  • Instagram Clean Grey

جشن یک نفره


در مجموعه داستان "جشن یک‌نفره" گذشته از داستان "وجدان‌های بی‌عذاب" که ماجراهای آن در ایران می‌گذرد، داستان‌های دیگر آن در خارج از کشور اتفاق می‌افتند. داستان "روزی که مرا گذاشت و رفت" نیز پیش از این در شماره‌ی دوم گاهنامه‌ی اینترنتی "آوای تبعید" با نام "سیب و انار خانه‌ی پدری" به چاپ رسیده است.

در این کتاب کوشیده ام تا با نثر و زبانی ساده، روان و طنزآمیز، همراه با خواننده به ژرفای دشوارترین و پیچیده‌ترین موقعیّت‌ها و رابطه‌های انسانی سفر کنم.

طرح چلد کار هنرمند چند وجهی قادر شافعی است. داستانهای زیر در این کتاب آمده است:

جشن یک نفره

من که کلافه نیستم!

وجدان های بی عذاب

شغل

روزی که مرا گذاشت و رفت (سیب و انار خانه‌ی پدری)

روزی که ققنوس شدم

جشن یکنفره

(مجموعه داستان)

مسعود کدخدایی

طرح جلد: قادر شافعی

چاپ نخست: 1396 (2017)

شابک: 978-87-994684-8-5

_____________

کدخدایی، مسعود، 1333 (1954)

جشن یکنفره (مجموعه داستان)

دانمارک. نشر دیار کتاب

سوئد. نشر ثمر

#خانواده #مهاجرت #قادرشافعی

حوض یشم

 

چنانکه رستم الحکما می گوید، در میان دریاچه‎ی روبروی چهلستون حوض کوچکی از سنگ یَشم برای تفریح شاه سلطان حسین صفوی ساخته بودند. او با سوگلی‎اش در جایی مخصوص که برایش تدارک دیده بودند به تماشای پیکر برهنه‎ی زیباترین دختران ایران می‎نشست که با پیچ و تاب تَن‎های لطیف‎شان در آن آبِ پاک، شناکنان برایش دلبری میکردند:حکایتِ حوض یَشم، راحتخانه، حظخانه و لذّتخانۀ شاه سلطان حسین"وقتی که آن فخرِ ملوک با معشوقۀ خود بر آن نشیمن می‎نشست، آب پاکی در آن حوض یشم جاری [بود] و جواهر رنگارنگ و لعل‎های رخشانِ بسیار در آن میریختند. پیوسته از فوّارهاش آب می‎جوشید. کشتی بسیار خوبی ساخته و در آن انداخته بودند که گاهگاهی شاه شاهان با زنان ماه‌طلعتِ حورلقای خود در آن می‎نشست و آن کشتی را به گردش می‎انداختند و او حظّ میکرد و لذّت میبرد.زنان ماه پیکرِ سیم اندامِ سروقدِ گلرخسارِ سمَن‎بَرَش در آن دریاچه به شناوری و آب‎بازی مشغول [میشدند] و در هوای گرم، یعنی در فصل تابستان، آن سلطانِ جمشید نشان، در میان آن دریاچه بر نشیمنِ شاه‎نشین، بر لبِ حوض یشمِ پُرجواهر جلوس مینمود.

SEARCH BY TAGS: 

No tags yet.